
قهوه چیست؟
مهر 12, 1400
ترتیب پیشنهادی باشا برای خواندن مقالات دیگر از این مجموعه:
۱- تاریخچهی قهوه
۴- همهچیز دربارهی قهوهی بدون کافئین
۱۰- ملاقات با خانوادهی قهوه در کافهها
۱۱- ابزارهای دمآوری قهوه
۱۲- فرهنگ اصطلاحات قهوه
تاریخچهی قهوه؛ سفری از جنگلهای باستانیِ اتیوپی تا میزهای صبحانه
برای آشنایی با قهوه و قهوهنوشی، شاید بهترین شروع مطالعهی تاریخچهی آن باشد. تاریخچهی قهوه هم مانند خودش جذاب و نشاطآور است. هیچکس دقیقاً نمیداند که قهوه چهگونه و چه زمانی کشف شد. اگر چه افسانههای بسیاری در مورد آن وجود دارد. یک افسانهی اتیوپیایی خبر از کشف اتفاقی این گیاه شگفتانگیز میدهد.
شرح یک افسانهی اتیوپیایی
میتوان تبار قهوهای که امروزه در سرتاسر جهان کِشت میشود را تا قرنها پیش و در جنگلهای باستانیِ قهوه در فلات اتیوپی ردیابی کرد. آنجا است که یک افسانه چنین میگوید:
کالدی این کشف را به راهب صومعهی محلی گزارش میکند. راهب صومعه بعد از دَمکردن دانههای آن درخت خاص و نوشیدنش، متوجه میشود این نوشیدنی او را در ساعات طولانی نماز عصر هوشیار نگه میدارد. راهب این کشف را با راهبان دیگر صومعه در میان میگذارد و دانش انسان در مورد دانههای انرژیزای قهوه شروع به گسترش مییابد. در پیِ انتشار اخبار کشف این دانههای انرژیزا به سمت شرق، قهوه هم به شبه جزیرهی عربستان میرسد. جایی که سفر خود را برای رسیدن به نقاط مختلف جهان، از آنجا آغاز میکند.
شبه جزیرهی عربستان
کِشت و تجارت قهوه در شبه جزیرهی عربستان آغاز شد. در قرن پانزدهم میلادی، قهوه در منطقهی یمنِ شبه جزیرهی عربستان رشد میکرد و تا قرن شانزدهم این نوشیدنی در ایران، مصر، سوریه و ترکیه شناخته شده بود. قهوه نه تنها در خانهها، بلکه در بسیاری از محلهای پاتوق عمومی که بعدها «قهوهخانه» نام گرفت، جایی برای خود باز کرد. محبوبیت قهوه و قهوهخانهها کمنظیر بود، به حدی که مردم برای انواع فعالیتهای اجتماعی مثل گفتوگو، شنیدن موسیقی، بازی شطرنج، به این مکان رفت و آمد میکردند تا از نوشیدن قهوه لذت ببرند. در زمان کوتاهی قهوهخانهها به مرکز مهمی برای تبادل اطلاعات تبدیل شدند که اغلب از آنها به عنوان «مکتب خردمندان» یاد میشد.با ورود هر سالهی هزاران زائر مسلمان از سرتاسر جهان به شهر مقدس «مکه»، دانش این «شراب عربی» هم گسترش یافت.
قهوه به اروپا میرسد
مسافران اروپاییِ برگشته از خاور میانه، داستان نوشیدنیِ سیاهِ غیر معمولی را با خود به همراه میآورند. در قرن هفدهم دیگر قهوه راه خود را به اروپا باز کرده و در سرتاسر این قارهی سبز محبوبیت یافته است. در ابتدا اما برخی از مردم به این نوشیدنی جدید با دیدهی ترس و تردید مینگرند. برخی آن را «اختراع شیطان» مینامند. روحانیونِ مسیحیِ ونیز، وقتی این دانههای شگفتانگیز در سال ۱۶۱۵ میلادی به این شهر رسیدند، آن را محکوم کردند. مناقشه به حدی بالا گرفت که از عالیرتبهترین مقام کلیسا در آن زمان یعنی «پاپ کِلِمِنت هشتم» درخواست شد که مداخله کند. پاپ تصمیم گرفت پیش از اظهار نظر، طعم و اثر این نوشیدنی تازه را امتحان کند. تجربهی پاپ به قدری رضایتبخش بود که آن را تأیید و مصرف آن را بدون اشکال اعلام کرد. حالا قهوه نه تنها به دلیل خواص شگفتانگیزش، که به دلیل حاشیههایش هم در قارهی اروپا به معروفیت زیادی رسیده بود. دیری نگذشت که قهوهخانهها به سبک خاور میانه شروع به رشد کردند و محلی شدند برای فعالیتهای اجتماعی و ارتباطات در شهرهای بزرگ انگلستان، اتریش، فرانسه، آلمان و هلند. در انگلستان «دانشگاههای پِنی» به وجود آمدند؛ به این دلیل که به قیمت یک «پِنی»، میتوانستید یک فنجان قهوه سفارش دهید و در گفتوگوی هیجانانگیز شرکت کنید.
اروپاییها شروع به جایگزینی نوشیدنی قهوه با نوشیدنیهای رایج صبحانه در آن زمان کردند؛ نوشیدنیهایی مثل «آبجو» و «شراب». کسانی که به جای الکل، قهوه مینوشیدند، روز را با هوشیاری و انرژی بالایی شروع میکردند و جای تعجب نیست که کیفیت کارشان بسیار بهبود مییافت. در اواسط قرن هفدهم میلادی، بیش از ۳۰۰ قهوهخانه در لندن وجود داشت که بسیاری از آنها مشتریان همفکر، از جمله بازرگانان، کشتیگیران، دلالان و هنرمندان را به خود جذب میکردند. بسیاری از مشاغل از این قهوهخانهها رشد کردند. برای مثال، شرکت خدمات مالی بریتانیایی «لویدز لندن» در قهوه خانهی «ادوارد لویدز» بهوجود آمد.
قهوه به دنیای جدید میرسد
در اواسط ۱۶۰۰ میلادی، قهوه به «نیوآمستردام» برده میشود، جایی که بعدها بریتانیاییها آن را «نیویورک» مینامند؛ قهوه وارد امریکای شمالی میشود. اگر چه پس از ورود قهوه به دنیای جدید، قهوهخانهها به سرعت شروع به ظهور کردند، چای همچنان به عنوان نوشیدنیِ مورد علاقه در دنیای جدید تا سال ۱۷۳۳ شناخته میشود. اما یک تصمیم سیاسی ورق را به نفع قهوه برمیگرداند. وضع مالیات سنگین بر چای توسط پادشاه وقت بریتانیا «جورج سوم» بر مناطقی که مستعمرهی بریتانیا بودند، باعث شورش میشود. شورشی که به عنوان «میهمانی چای بوستون» از آن نام میبرند. این سیاست مالیاتی باعث شد برای همیشه میزان تمایل آمریکاییها به نوشیدن قهوه تغییر کند و جای چای را بگیرد. این تغییر تا اندازهای بود که «توماس جفرسون» به نوشیدنی تازهوارد لقب «نوشیدنی مورد علاقهی جهان متمدن» بدهد.
مزارع قهوه در سراسر جهان
با گسترش تقاضا برای این نوشیدنی، رقابت شدیدی برای کِشت قهوه در خارج از شبهجزیرهی عربستان بهوجود آمد.
هلندیها سرانجام در نیمهی دوم قرن هفدهم دست به کِشت نهال قهوه خارج از شبهجزیرهی عربستان زدند . اولین تلاش آنها در هند بود که شکست خورد، اما هلندیها با تلاشهای خود موفق شدند در «باتاویا»، در جزیرهی «جاوه» در کشور اندونزی، کِشت قهوه را با موفقیت انجام دهند. گیاهان قهوه رشد کردند و به زودی هلندیها تجارت مولد و رو به رشدی در قهوه برای خود ایجاد کردند. آنها سپس کِشت درختان قهوه را به جزایر «سوماترا» و «سلبس» گسترش دادند.
آمدن گیاه به قارهی امریکا
در سال ۱۷۱۴، شهردار «آمستردام» یک نهال قهوه را به «لویی چهاردهم» پادشاه فرانسه هدیه داد. لویی دستور داد آن گیاه را در باغ گیاهشناسی سلطنتی پاریس بکارند. در سال ۱۷۲۳، یک افسر جوان نیروی دریایی به نام «گابریل دُ کیو»، موفق میشود به یک نهال قهوه از گیاههان پادشاه فرانسه دست پیدا کند. دُ کیو در یک سفر دریایی پرمخاطره با آب و هوایی وحشتناک، خرابکاری که سعی داشت نهال گیاه قهوه را نابود کند و حملهی دزدان دریایی به کشتی حامل او، موفق میشود نهال قهوه را به سلامت به امریکای مرکزی و جزیرهی «مارتنیک» برساند. آن نهال پس از کاشت نه تنها رشد کرد، که والدِ تمام درختان قهوهی منطقهی کارائیب، امریکای مرکزی و جنوبی شد. در طی ۵۰ سال پس از کاشت آن نهال، تعداد درختان قهوه در آن منطقه به ۱۸ میلیون رسید.
قهوهی مشهور برزیلی اما ماجرای دیگری دارد و وجود خود را مدیون «فرانسیسکو دِ ملو پالتا» است که بر اساس یک افسانه توسط فرمانروای برزیل که در آن زمان مستعمرهی پرتغال بود برای تهیهی نهال قهوه به «گویان فرانسه» فرستاده شد. فرانسویها اما حاضر به دادن نهال قهوه نبودند. بدین ترتیب فرانسیسکو در مأموریتش که متقاعدکردن فرانسویها بود شکست خورد. اما در زمان بازگشت از مأموریت اتفاقی رخ داد. همسر فرماندار گویان که مجذوب ظاهر زیبای فرانسیسکو شده بود، قبل از رفتن فرانسیسکو یک دسته گُل بزرگ به او هدیه میدهد؛ دستهگُلی که دانههای قهوهی کافی برای شروع یک صنعت میلیارد دلاری در آن مخفی شده بود.

در سال ۱۸۲۴، «توماس جفرسون» قهوه را “نوشیدنی مورد علاقهی جهان متمدن” نامید.
— توماس جفرسون سومین رئیس جمهوری ایالات متحدهی امریکا
مبلغان، مسافران، بازرگانان و مستعمرهنشینان درست شبیه به حشرات گردهافشان، دانههای قهوه را به سرزمینهای جدید بردند و درختان قهوه در سرتاسر جهان کاشته شدند. مزارع جدیدی در جنگلهای استوایی باشکوه و در ارتفاعات ناهموار کوهستانی ایجاد میشد. برخی از محصولات زراعی شکوفا شدند، در حالی که برخی دیگر عمر کوتاهی داشتند. کشورهای جدیدی با اقتصاد مبتنی بر کِشت قهوه تأسیس شدند. ثروتهای تازهای ساخته و از دست رفتند. در پایان قرن هجدهم، قهوه به یکی از سودآورترین محصولات صادراتی جهان تبدیل شد. امروز و پس از گذشت قرنها سفرهای پرماجرای این گیاه انرژیزا، قهوه پس از نفت خام بیشترین تقاضا را در جهان دارد.